محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

118

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

آن مىكوشى ، استوار ايستاده است . نيز پسر رواحه ، از سر پيمان نخواهد گذشت ، زيرا كه پيمان‌شكنى در نظر وى چون زهر ، كشنده است . أبو هيثم نيز بر چنين پيمانهايى سخت پايدار و در برابر تعهد خويش ، فروتن و خرسند است . اگر در انديشهء پسر حضير هستى ، وى گرفتار دام آزمندى تو نخواهد گشت ، آيا از گمراهى ابلهانه بازنمىگردى ؟ سعد از مردان قبيلهء عمرو بن عوف ، خود را از كارى كه تو در راه آن مىكوشى ، دور نگاه خواهد داشت . اينان ستارگانى هستند كه هرگاه يكى از آنان از تو دور گردد ، ديگرى در دل شب تار ، همراه با نحوست در خور تو ، بر تو پديدار خواهد گشت » ( 3 ) . 1 . واژهء « حان » در اينجا از أحين القوم : حان لهم أن يبلغوا ما أمّلوه . يعنى زمان آن رسيده است كه مردم ، به خواسته‌هاى خويش ، دست يابند ، گرفته شده است ( لسان ، 13 / 136 ) . - م . 2 . اين قبيله را از آن رو به اين نام خوانده‌اند كه هرگاه كسى به آنان پناهنده مىگشت ، بخشى از دارايى خود را به وى مىبخشيدند و مىگفتند : « قوقل به بيثرب حيث شئت » : آن را به هر جاى شهر يثرب كه مىخواهى ببر ( ابن هشام ، 2 / 74 ) . - م . 3 . براى آشنايى بيشتر با نقباى دوازده‌گانه ، بنگر : ( پيمان * / د بيعت در عقبهء سوم ، پانوشت مربوط به نقباء ) . - م . ( 1 ) ( 3 / د ) نامهء پيامبر ( ص ) به عمّ خويش عبّاس الاستيعاب ، ابن عبد البرّش 2034 ؛ تهذيب التّهذيب ، ابن حجر ، 5 / ش 214 ؛ بس 4 / 1 ص 21 . عبّاس بن عبد المطلب - ( كه ) گفته‌اند اسلام وى رضى اللّه عنه ، پيش از بدر بوده است - خبرهاى مشركان را براى پيامبر ( ص ) مىنوشته است . . . او دوست داشت كه نزد پيامبر رود ؛ ولى پيامبر ( ص ) به وى نوشت : بىگمان ، ماندن تو در مكّه بهتر است . در روايت ابن سعد : به راستى كه ماندن تو ، خود پيكارى شايسته است . در روايت ابن حجر آمده است : اى عمّ من ! در جايگاه خويش كه در آن به سر مىبرى ، بمان ؛ زيرا كه خداوند ، به نوبت تو امر هجرت را به پايان رسانيده ، چنان كه با آمدن من ، به پيامبرى پايان بخشيده است .